»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
دست مریزاد! لطفا مقا: محمود جان، ایمیلت را نداشتم در نتیجه فکر
اخبار و گزارشات کارگ:  - پرداخت یا وعده پرداخت قطره چکانی مطال
اخبار و گزارشات کارگ: - اعتصاب کارگران سد شفارود دهمین روزرا پ
سخن رانی اسماعیل بخش: سخن رانی اسماعیل بخشی -کنترل کارگری بر ک
اعلامیه حزب حکمتیست،:  خیزش انقلابی ده روزه مردم ایران جمهوری
رژیم اسلامی همه چیزش: رژیم اسلامی همه چیزش را در خیابانهای سرا
اطلاعيه كميته كردستا:  در جريان اعتراضات و نارضايتي هاي مردم س
روزهائی که پایه های :  امواج اعتراضی وسیعی که بیش از صد شهر را
در هفتمین سالگرد خیز: از یکشنبه ٧ ژانویه اعتراضات توده ای علیه
جزوه در باره جدال آ: . جزوه  در باره جدال آلترناتیوها، چپ و م
شاهرودی قاتل بجرم جن: طی این روزهای تاریخ ساز، در شرایطی که مر
کنفدارسیون حمل و نقل: کنفدارسیون حمل و نقل عمومی (کوب) ایتالیا
روزهائی که پایه های :  امواج اعتراضی وسیعی که بیش از صد شهر را
شکنجه گران و جانیان : یک هفته پس از آغاز خیزش انقلابی مردم، پس
جمهوری اسلامی باید ب: جمهوری اسلامی نمیخوایم، نمیخوایم، این شع

روزهائی که پایه های نظام جنایت اسلامی را لرزاند - حسین مرادبیگی

 امواج اعتراضی وسیعی که بیش از صد شهر را فراگرفت تا همین جا مهر خود را بر تحولات آتی سیاسی ایران کوبیده است. این جنبش اعتراضی "اصلاح طلبان" حکومتی و بیرون حکومتی را جملگی به دفاع از بقای رژیم به رهبری خامنه ای راند. به تمام احزاب و جریانات اپوزیسیون پرو رژیم و خارج رژیم فهماند که اگر بخواهند از بالا و با طرحهای نیم بند و تحمیل نقطه سازشهای خود اوضاع را به نفع خود حل و فصل کنند، با این جنبش روبرو خواهند شد. این اعتراضات همچنین به سرعت صفوف اوباشان اسلامی را بهم ریخت، تشتت و بی اعتباری کامل آنان را برملا کرد و ضعف درونی حکومت آنان را به افکارعمومی جهان نشان داد. این تصور که جمهوری اسلامی به روزهای قبل از این اعتراضات برگردد، یک تصور واهی است. خامنه ای و دیگر سران حکومت با اتکا به یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر خود، به صفوف اعتراضی توده مردم کارگر و آزادیخواه و متنفر از جمهوری اسلامی یورش بردند و نیروی اوباش را به میدان آوردند. برخلاف تصویر تاکنونی رسانه ها، هر ناظر خارجی ورشکستگی و افلاس این حکومت و سران آن را، آنهم در شرایط بشدت مختنقی که اکثریت عظیم مخالفین از حق ابراز اعتراض علنی کاملا محرومند، می بیند.

این اعتراضات خروش توده کارگر و دیگر مردم آزادیخواه و محروم و کم درآمد جامعه ایران در مقابل چهار دهه کشتار و جنایت و اختناق مداوم، تحمیل هر روزه فقر و فلاکت و بیکاری و گرانی است. ادامه و محصول اعتراض شبانه روزی این اکثریت عظیم بویژه رشد و گسترش اعتراضات کارگری در چهار پنج سال گذشته است. محصول رشد کمونیسم طبقه کارگر در دل این مبارزات است. اعتراضی است به بی حقوقی کارگر در ایجاد تشکلهای مستقل خود، اعتراضی است به گرسنگی دادن عمدی کارگر و خانواده های کارگری و خودداری عمدی از پرداخت حقوقهای معوقه آنان گاها چند ماه و حتی یکسال. اعتراضی است به تحقیر کارگر و شلاق زدن او در ملاء عام برای سرمایه و سرمایه داران. ادامه اعتراض بیوقفه زن برابری طلب است علیه آپارتاید جنسی و تبعیض و در دفاع از برابری کامل زن و مرد. اعتراض جوان آماده به کاری است که سالهاست بیکار است و آرزوهای خود را در این سنین جوانی برباد رفته میداند. اعتراض جوانانی است که که نمیخواهند این سرنوشت را قبول کنند. دریک کلام اعتراض به بی حقوقی مطلق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که جمهوری اسلامی به اکثریت عظیم مردم در ایران تحمیل کرده است. و این در شرایطی است که مشتی جنایتکار و انگل و دزد و فاسد با تکیه بر نیروی سرکوب ثروتهای افسانه ای برای خود بهم زده اند. آنچه میماند نیز صرف پروژه های حکومت در صدور ترویسم اسلامی و صرف نیروی وسیع سرکوب و تولید زرادخانه نظامی میشود.

شرکت دانش آموزان در این اعتراضات بیانگر عمق تنفر و انزجار اکثریت عظیم میلیونی مردم ایران از این انگلها است. نسبت دادن بیشرمانه این اعتراضات به نیروهای خارجی و گرفتن پول از آنان توسط خامنه ای، این سردسته اوباشان اسلامی، شگرد همیشگی او و دیگر سران جمهوری اسلامی، به یمن حضور قدرتمند این اکثریت عظیم، آنقدر پوچ است که حتی خود حکومتی ها میدانند چرند است. ما بارها گفتیم که کارگری که جمهوری اسلامی کمرش را زیر فقر خم کرده است یا جوان آزاده جامعه ایران ممکن است موقتا شلاق تحقیر دولت اسلامی سرمایه را تحمل کند، اما فردا و به محض فرصت لازم علیه کلیت این حکومت برمیگردد و دیدند که برگشت.

مهمتر از اینها خصلت کاملا رادیکال این جنبش است، طوریکه در تاریخ صد ساله ایران بی سابقه است. جنبشی کاملا ضد اسلامی و ضد کلیت جمهوری اسلامی. آنچه بویژه صفوف اوباشان اسلامی را متشتت کرده است، خصلت عمیقا رادیکال این حرکت است. جنبشی که خود را برای تصفیه حسابی تاریخی با اسلام و شرق زدگی و ناسیونالیسم در ایران که صد سال است توسط جنبشهای بورژوائی پروغرب و ملی – اسلامی به جامعه تحمیل شده است، آماده میکند. این یکی، جنبش ملی – اسلامی، ارتجاعی ترین و وحشی ترین جناح خود را در انقلاب ۵۷ کمک کرد و بر سرکار آورد. این رادیکالیسم یکی از خصلتها و خصوصیت جنبش آزادیبخش طبقه کارگر است. جزو خصلت هیچکدام از اقشار مختلف سرمایه و احزاب و جریانات و جنبشهای اجتماعی غیر کارگر پرو رژیم و بیرون جمهوری اسلامی نیست. به همین جهت بعد از چند روز از شروع این اعتراضات همه اینها برای زدن تیزی لبه رادیکال این جنیش تلاش خود را شروع کردند. عده ای با عبارات دوپهلو "خشونت" را محکوم کردند. عده ای طرح "شعار رفراندم" را پیش کشیدند در حالیکه جنبش خواستار پائین کشیدن کلیت جمهوری اسلامی است و با تمام قدرت در مقابل یورش نیروهای سرکوبگر این حکومت از خود دفاع میکند. همگام میدیای متعلق به اینها گفتند که رهبری ندارد، یا اینها عده ای هستند که از دهات آمده اند! و غیره این تلاش را باد دادند، اما نتوانستد عظمت آن را انکار کنند.

این جنبش با این درجه از رادیکالیسم از نظر من با هر درجه کم تجربگی و نپختگی آن بخشی از نیروی جنبش ما، جنبش کمونیسم کارگری، محسوب میشود. به این جهت از نظر من یک بار دیگر دریچه ای بر روی جنبش کمونیستی جامعه ما باز شده است. فرصت تاریخی دیگری دست داده است تا آن را با دیگر بخشهای طبقه کارگر و رهبران و فعالین کارگری و کمونیستهای درون این طبقه در متن یک حرکت سلبی برای به زیر کشیدن کلیت جمهوری اسلامی که تازه شروع این پروسه است، به یک جنبش و سنت سیاسی بالفعل و قدرتمند کمونیستی کارگری در تحولات سیاسی آینده ایران تبدیل کنیم، طوری که وجود آن غیر قابل انکار باشد. این کار تماما، حزب ما بخواهد یا نخواهد، طول و عرض سازمانی آن فعلا هر اندازه باشد، وظیفه حزب ماست که اتحاد عمومی حول آن را ایجاد کند. اینکه چگونه رهبری حزب ما در این پروسه با آن چفت میشود، چگونه رهبری سراسری را به کمک رهبران و فعالین محلی آن تامین میکند، به تلاش شبانه روزی آن گره خورده است. آیا دوباره تسلیم نیروی عادت شده و این فرصت را از دست خواهیم داد یا نه، آینده نشان خواهد داد.

بحث تنها حزب ما از یک مشاهده و استنباط فوری و یا نادیده گرفتن حزب و دیگر نیروهای موجود که خود را کمونیست و طرفدار طبقه کارگر میدانند در نیامده است. این از مشاهده و تحلیل من از آنچه که در این مدت پانزده سال بر آنها گذشته است، درآمده است. اگر هر حزب و جریانی که خود را کمونیست و طرفدار طبقه کارگر میداند، با هر تحلیلی که از رویدادهای این دوره دارد، این ادعا را دارد و یا چنین هدفی را دنبال میکند، این گوی و این میدان. بدانند که یقینا با استقبال حزب ما روبرو میشوند. رهبری حزب ما قطعا مضایقه نخواهد کرد، مطمئنا پتانسیل اتحاد حول پیشبرد اهداف جنبش جاری را تضعیف نخواهد کرد. همچنین در شرایط خطیر کنونی کسانی که خود را کمونیست کارگری میدانند و میخواهند به ما پیوسته و با ما کارکنند، بدانند که مشتاقانه و با آغوش باز از طرف رهبری حزب ما استقبال میشوند.

جمهوری اسلامی جز چپاول درآمد اکثریت عظیم توده کارگر و مردم محروم و کم درآمد هیچ راه حلی برای بهبود زندگی و ایجاد رفاه در زندگی این مردم ندارد. هیج راه حلی برای گشایشی حتی جزئی در اقتصاد ورشکسته و در بحران و به رکود نشسته سرمایه داری ای که این حکومت بر عرشه کشتی آن سوار است، را ندارد. اگر داشت در این چهل سال آن را ارائه میکرد. هیچ راه حلی برای مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دست به گریبان این جامعه و فاجعه های محیط زیستی ویرانگر که خود موجب آنها شده است، را ندارد. این را خود سران جمهوری اسلامی نیز اعتراف میکنند. این حکومت تنها به نیروی سرکوب برای تحمیل خود به اکثریت عظیم مردم ذله شده و به جان آمده متکی است که گویا میتواند بقاء حکومت کشتار و جنایت را از این طریق تضمین کند. رویدادهای اخیر افلاس تصور این حکومت و هر حکومت مستبد دیگری را در این مورد یک بار دیگر آشکار کرد. آنچه همچنان ادامه خواهد یافت دزدی و چپاول درآمد مردم ایران و تحمیل فقر و فلاکت و بیکاری و گرانی و بی حقوقی بیشتر به طبقه کارگر و دیگر مردم آزادیخواه و کم درآمد جامعه است. لذا این اکثریت عظیم هم برای خاتمه دادن به این وضعیت راهی جز بزیر کشیدن کلیت جمهوری اسلامی در پیش ندارد.

خامنه ای و دیگر سران جمهوری اسلامی خیال میکنند با دستگیری و کشتن جوانان این کشور زیر شکنجه، در لفافه دروغین "خودکشی"، میتوانند خود را از سرنوشتی که در انتظارشان است نجات دهند، کور خوانده اند. جنبشی با این عظمت و با این رادیکالیسم ناچار خود را سازمان یافته تر و آماده تر برای درهم شکستن ماشین سرکوب جمهوری اسلامی وارد میدان خواهد کرد بویژه با سازمان دان شوراهای محل کار و زیست برای دفاع مدنی از خود در مقابل اوباشان چماقدار خامنه ای. تجربه این حرکت در ده روز گذشته، ضعف درونی و ناکارآئی ماشین عظیم سرکوب جمهوری اسلامی را در قبال همبستگی و اتحاد توده عظیم کارگر و دیگر مردم آزادیخواه در بخش اعظم کشور به نمایش گذاشت که تازه هنوز نوک این کوه یخ است.

تحمیل دولتهای مستبد و پلیسی بورژوازی با فردی مستبد در راس آن در صد سال گذشته، "تحفه" اقشار مختلف سرمایه و جنبشها و احزاب و جریان مربوطه به طبقه کارگر و دیگر مردم آزادیخواه ایران بوده است. که ریشه آن در نیاز کسب فوق سود امپریالیستی در تحمیل کار ارزان، کارگر خاموش و لذا تحمیل بی حقوقی مطلق اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به طبقه کارگر و در تسری این استبداد و خفقان به کل جامعه ایران ترجمه شده است. این یکی، جمهوری اسلامی، از هارترین و وحشی ترین دول بورژوازی در نیمه دوم قرن بیستم تاکنون بوده است. مردم ایران هم بلدند که چگونه آنان را سرنگون کنند. این بار باید بکوشیم به این دور باطل، که کار کمونیسم کارگری طبقه کارگر و هدایت جنبشی است که برای تصفیه حساب تاریخی با اسلام و درهم کوبیدن کلیت جمهوری اسلامی پا به میدان نهاده است، خاتمه دهیم. بزیر کشیدن کلیت این حکومت رسالتی است برعهده طبقه کارگر و کمونیستهای این طبقه و دیگر زنان و مردان آزادیخواه متنفر از جمهوری اسلامی. با حذف هیولای اسلامی و جارو کردن آن از جامعه به یقین منطقه و جهان سیمای دیگری بخود خواهد گرفت و مبارزه هم طبقه ایهای ما برای رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی از دول بورژوازی در سراسر جهان وارد مرحله جدیدی خواهد شد و اشکال کاملا علنی تری بخود خواهد گرفت.

اکنون و تا روزهای پرطپشی که در راه است، در کنار تلاش برای آمادگی و گسترش اتحاد صفوف درونی خود، ضروری است که فعالیت ما در داخل و خارج کشور روی فشار به جمهوری اسلامی برای آزادی فوری دستگیرشدگان اخیر و همه زندانیان سیاسی در بند متمرکز شود. بدین منظور تشکلهای کارگری در کشورهای اروپائی حتی فراتر از آن، سازمانهای دفاع از حقوق و آزادی زندانیان سیاسی و جلب حمایت افکارعمومی بویژه در کشورهای اروپائی را مورد خطاب قرار داد و آنان را به حمایت از عزیزان دربندمان فراخواند.

۱۰ ژانویه ۲۰۱۸