»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
چپ در دانشگاە، بمناس: سوال: دە سال پیش شما یکی از دانشجویان فع
ما چیزی برای از دست : کارگران و مزدبگیران: همچنان که اطلاع دا
ناسیونالیسم و زلزله،:  آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردست
ده سال گذشت درود بر :  کمتر از یک هفته به شانزدهم آذر روز دانش
تجربە داب پس از ١٠ س:  سال ١٣٨٦ فضای دانشگاە های ایران بعد از
حمله نظامی تحت پوشش :  طی هفته اخیر رسانه های بستر اصلی و اجتم
گرانى: سياست فلاكت -:  تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول
گرامیداشت ١٦ آذر دفا: در دنیای پر تحول ما که حکومتهای استبدادی
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
زلزله ، جمهوری اسلام: ابعاد خسارت و تلفات انسانی فاجعه زلزله د
خشونت نسبت به زنان، :  در گوگل عبارت خشونت نسبت به زن را جستجو
استفاده از کودکان در: در هفته گذشته فیلمی کوتاه و گزارش گونه ت
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
سخنان فاتح شیخ در کن:  قلب من امروز لبریز افتخار و شادی است از
حراج بردگان در ليبى :  در روزهاى اخير پرده از جنايت ديگرى در ن

اجتماع سراسری معلمان و بازنشستگان - سیاوش دانشور

روز پنجشنبه سیزده مهرماه با فراخوان قبلی، هزاران نفر از معلمان و بازنشستگان در شهرهای مختلف ۲۰ استان کشور در مقابل نهادهای دولتی اجتماع کردند. در تهران معلمان در مقابل سازمان برنامه و بودجه و در شهرستانها عمدتا در مقابل مراکز آموزش و پرورش اجتماع کردند. اجتماع روز پنجشنبه معلمان و بازنشستگان شروع دیگری برای دنبال کردن خواستهای برحق و بفراموشی سپرده شده آنهاست. بویژه اهمیت این حرکت اینست که جمهوری اسلامی با پرونده سازی برای فعالین معلمان تلاش دارد از اعتراضات آنها جلوگیری کند اما نفس این اجتماعات و خواست بلند آزادی فعالین معلمان و زندانیان سیاسی نشان میدهد که سیاست سرکوب جمهوری اسلامی نتوانسته کارگران و معلمان را به تسلیم وادارد. 

سیاست و پروژه انتظار و وقت خریدن آخوند روحانی و حواریونش در اپوزیسیون خیلی وقت است به آخر خط رسیده است. عوامل پایداری در جامعه اجازه سکون و رکود و عقب نشینی را نمیدهند. مردم میخواهند زندگی کنند و لذت ببرند. اما اوضاع واقعی، ناامنی اقتصادی، بیحقوقی و سرکوب سیاسی، فقر لجام گسیخته و مزمن، بیکاری وسیع، بیکارسازیهای گسترده، بحران در بخش وسیعی از صنایع کشور، تن فروشی، اعتیاد، گرانی و هزار بدبختی دیگر اجازه نمیدهد جامعه ساکت باشد. زدن و بستن و راه انداختن موج اعدامها نیز تاثیری را که حاکمیت اسلامی انتظار دارد بجای نگذاشته است. زنان علیرغم توحش خیابانی لمپنهای اسلامی برای "رعایت شئونات اسلامی" ساز خود را میزنند و دیگر حرف زدن از حجاب و رعایت آن مسخره بنظر می آید. تحقیر جوانان بی آینده ای که سهم خود را میخواهند تنها به نفرت از بنیادهای فکری و ایدئولوژیک حکومت منجر شده است. مردم در کوچه و خیابان و تاکسی و صف نان علنا به سران حکومت و "انبیا و اولیا" فحش میدهند. جان مردم به لبشان رسیده است. فساد و ارتشا و قاچاق و سیستم مافیائی بحدی گسترده است که بخشی از حکومتی ها از وحشت طغیان مردم علیه حکومت فساد ناچار شدند علیه همدیگر شمشیر بکشند. موقعیت سست داخلی و بین المللی رژیم اسلامی صرفا با سرکوب خشن به ظاهر پوچ "اقتدار نظام" آراسته شده است. مسئله اما اینست که بن بست و بحران لاعلاج جمهوری اسلامی عمیق تر شده و نتوانسته اند مردم را سرجایشان بنشانند. 

موج جدید اعتصابات گسترده کارگری، اعتراضات سراسری معلمان، بازنشستگان، که در اساس اعتراض علیه فقر و تبعیض است، برآمد جدیدی از مبارزه طبقات محروم جامعه علیه اختناق سیاسی و فلاکت اقتصادی عنان گسیخته است. نود درصد جامعه زیر خط فقر رسمی زندگی میکند. وسیعترین بخش طبقه کارگر فاقد امنیت شغلی است. کار قراردادی و برده وار یک مشخصه اساسی سرمایه داری ایران است. از قراردادهای یکساله، شش ماهه، سه ماهه، یک ماهه، و سفید امضا تا فقر در درجات نسبی و مطلق و شدید، چرخاندن زندگی را به یک فن پیچیده تبدیل کرده و درعین حال بدرجاتی رقابت و محافظه کاری را در میان بخشهای مختلف طبقه کارگر دامن میزند. شرکتهای بزرگ و بیمارستانها و سیستم آموزشی کشور با مجموعه ای از پیمانکاران اداره میشوند که قانون جنگل را بر شرایط کار و زندگی مردم کارکن حاکم کرده اند. کوتاه بودن قرارداد کار، تحرک نیروی کار و ثابت نبودن محل کار، خصوصیت برده وار و یکجانبه قراردادها، جدائی عملی بخشهای مرتبط در پروسه کار و تولید از نظر حقوقی و قانونی، عدم پاسخگوئی شرکتهائی مثل نفت و پتروشیمی و ماشین سازی در قبال عملکرد این شرکتهای همکار به کارگران، و مجموعه مشکلاتی تو در تو تحرک گسترده کارگری را با موانع مختلف و عملی جدی مواجه میکند. با اینحال ابتکارات رهبران عملی این جنبش پرچم اعتراض در جامعه را برافراشته نگاهداشته است. این خصیصه عینی جامعه ای است که تسلیم نمیشود. 

 

خواستهای معلمان و بازنشستگان انعکاسی از هرج و مرج حاکم بر شرایط کار و ناامنی ای است که به کل اردوی کار در ایران تحمیل شده است. طب و سیستم سلامتی و بهداشت شهروندان به تیغ توحش رقابت بازار سپرده شده است. شکاف بین پرستار و پزشک به اوج رسیده است. نظام پزشکی به یک بیزنس پرسود تبدیل شده که در نتیجه آن حق سلامتی و درمان شهروندان تابعی از موقعیت اقتصادی فرد شده است. نظام آموزشی نیز از این تعرض مصون نمانده است. حق آموزش رایگان که از دستاوردهای قدیمی جنبش کارگری است، امروز تابع موقعیت اقتصادی خانواده شده است. خشونت و تبعیض و آپارتایدی که خصلت ذاتی نظم سرمایه داری است در دوره بحران اقتصادی به اوج میرسد و قربانیانش اکثریت مردمی هستند که جامعه روی دوش کار و خلاقیت آنها میگردد. معلمان حق التدریسی که تعداد آنها هر روز زیاد میشود، قوانین تبعیض آمیز و سرکوب سیاسی، ترویج خرافه بجای علم، وادار کردن معلم به عمل علیه وجدان علمی خویش، از جمله مسائل مورد اعتراض معلمان است.  

 

جنبشی برای آزادی و رفاه

این اعتراضات را نباید درخود نگاه کرد. موج جدید اعتصابات و اعتراضات کارگران و معلمان و بازنشستگان، پتانسیل اعتراضی گسترده در مراکز مهم کارگری، بیانگر وضعیت بشدت وخیم اقتصادی و تشدید فقر و فلاکت مردم زحمتکش است. مسئله حادی که افقی برای گشایش آن وجود ندارد. جمهوری اسلامی و جناحهایش نسخه ای برای برون رفت ندارند و سیاست گله و شکایت از نهادهای رژیم هم تاکنون پاسخ نداده و مطلقا در آینده هم پاسخ نخواهد داد. کارگران و معلمان باید به نیروی خودشان متکی شوند و روی همبستگی طبقاتی و حمایت گسترده اجتماعی حساب کنند. انگشت گذاشتن روی حقوق پایه ای خود و شهروندان، حفظ اتحاد و انسجام و تقویت آن، اجتناب از چپ روی و راست روی در اتخاد سیاست و تاکتیک، طرح خواستها و سیاستهای مشروع و قابل دفاع که ظرفیت بمیدان کشیدن بخشهای وسیع تر توده کارگر و معلم را دارد، اتکا به رای و دخالت جمعی از طریق مجمع عمومی، تحکیم سازمان و تشکل مستقل معلمان، اینها کلید پیشروی و ترسیم سیاستی واحد است که میتواند جنبش کنونی علیه فقر و تبعیض را از حمایت وسیع و میلیونی برخوردار کند و عملا جنبش برای آزادی و رفاه را به مرکز سیاست در ایران براند. این جنبشی است که منشا امید و تغییر است و ظرفیتهای عظیمی برای بسیج توده ای دارد. گرایش سوسیالیست و کمونیست طبقه کارگر و رهبران رادیکال کارگران و معلمان وظایف سنگینی بعهده دارند. زنده باد اعتصابات و اعتراضات کارگران، معلمان و بازنشستگان برای آزادی و رفاه! *

اکتبر ۲۰۱۷